الشيخ عباس القمي

141

يازده رساله ( فارسى )

كسى باشد كه نان نداشته باشد ، و شكم سير بر زمين نگذارد ، آيا من با شكم سير بخوابم و در اطراف من شكمهاى گرسنه باشد ، و قناعت كنم به همين مقدار كه مرا اميرمؤمنان گويند و لكن فقرا را مشاركت نكنم در سختى و مكاره روزگار ؟ ! خلق نكردند مرا كه پيوسته مثل حيواناتى كه همت آنها به خوردن علف مصروف است مشغول به خوردن غذاهاى پاكيزه و لذيذ شوم . « 1 » و كسى كه سير كند در خطب و كلمات آن حضرت و سيرهء آن جناب به عين اليقين مىداند كثرت زهد و بىاعتنائى آن حضرت را به دنيا تا چه اندازه بود ؛ قال عليه السلام : « و اللّهِ انَّ دُنْيا كُمْ اهْوَنُ في عَيْني مِنْ عِراقِ خِنْزيرٍ في يَدِ مَجْذُومٍ » « 2 » هفدهم : آنكه آن حضرت اعبد مردم و سيّد عابدين و مصباح متهجّدين بود نمازش از همه كس بيشتر و روزه‌اش از همه مردم فزون‌تر ؛ بندگان خدا از آن جناب عليه السلام نماز شب و ملازمت اوراد و اقامت نوافل را آموختند ، و شمع يقين در راه دين از مشعل او افروختند ؛ پيشانى نورانيش از كثرت سجود پينه كرده بود ، وقتى تيرى به پاى مباركش فرورفته بود خواستند آن را بيرون آورند به نحوى كه درد آن بر آن جناب اثر نكند ، صبر كردند تا مشغول نماز شد آنگاه بيرون آوردند ، چه در آن وقت توجه كلّى آن جناب به جانب حق تعالى بود و ابدا به غير او التفاتى نداشت ، و به صحت پيوسته كه آن جناب در هر شب هزار ركعت نماز مىگذاشت ، و گاه گاهى از خوف و خشيت الهى آن حضرت را غشى طارى مىشد ، وقتى از كنيز آن حضرت پرسيدند كه نماز على عليه السلام در ماه رمضان چگونه بود ؟ فرمود رمضان و شوّال نزد على يكسان بود ؛ تمام شبها را به عبادت احيا مىداشت . و حضرت على بن الحسين عليه السلام با آن كثرت عبادت و نماز كه او را ذوالثَفِنات « 3 » و

--> ( 1 ) ( . ) نهج البلاغه ( عبده ، ج 3 ، ص 78 ، نامه 45 . ) ( 2 ) ( . ترجمه : « به خدا سوگند دنياى شما در چشم من پست‌تر از استخوان خوكى است كه در دست فردى جذامى باشد ! » . ) نهج البلاغه ( ، ج 3 ، ص 205 با كمى تفاوت حكمت 236 . ) ( 3 ) ( . چون از كثرت سجده مواضع سجده و پيشانى آن حضرت پينه مىبست آن حضرت را ذوالثفنات مىگفتند . )